سيد علي اكبر قرشي
27
قاموس قرآن ( فارسي )
كشانده و بوسيلهء آن كشت ميرويانيم ؟ * ( وَإِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَيْها صَعِيداً جُرُزاً ) * كهف : 8 ما آنچه را كه در روى زمين است به شكل زمين خالى و خشك خواهيم آورد . صعيد : روى زمين . جرز : بىعلف . در مجمع البيان هست : جرز زمينى است كه چيزى نمىروياند گوئى علف را مىخورد . جرع : فرو بردن آب . « جرع الماء : بلعه » از باب منع يمنع ( قاموس ) تجرّع : جرعه جرعه خوردن . * ( وَيُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ يَتَجَرَّعُه وَلا يَكادُ يُسِيغُه . . . ) * ابراهيم : 17 از آب صديد نوشانده مىشود كه جرعه جرعه و به زحمت خورد و نتواند فرو برد . اين آيه كريمه در بيان حال اهل جهنّم است اعاذنا الله منها و اين كلمه تنها يك دفعه در قرآن مجيد وارد شده است و مراد آنست كه نوشيدن آن مشكل است بناچار جرعه جرعه مىخورد اين كلمه در بارهء غصّه خوردن و فرو بردن خشم نيز به كار ميرود در نهج البلاغه در بارهء حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم هست « و تجرّع فيه كلّ غصّة » در رضاى خدا هر غصّه را جرعه جرعه فرو برد خطبهء 192 . جُرُف : ( بر وزن عنق ) كنار رود كه آب آن را برده و تكَّه تكَّه ميافتد « الجرف الجانب الَّذى اكله الماء من حاشية النّهر كلّ ساعة يسقط بعض منه » ( اقرب الموارد ) * ( أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَه عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِه فِي نارِ جَهَنَّمَ ) * توبه : 109 يا آنكه بناى خويش را بر كنار جانب نهر بنا كرده و آن را به آتش جهنم ساقط نموده است جرف ( بر وزن عقل ) در اصل بمعنى بردن است على هذا جرف در آيهء شريفه بمعنى مجروف است يعنى محليكه زير آن ، بوسيلهء آب خورده شده است ، اين كلمه تنها يك بار در قرآن به كار رفته است . جرم : ( بر وزن عقل ) قطع . مجمع البيان ، اقرب الموارد ، قاموس ، مفردات و صحاح آن را بمعنى قطع گفتهاند . بعقيدهء طبرسى گناه را از آنجهت